X
تبلیغات
رایتل
جمعه 27 اردیبهشت 1387
توسط: نوشا

دوباره بهار ، دوباره من

 من دختر بهارم و وقتی بهار خوب باشه منم خوبم . هنوز هم چیزی عوض نشده فقط این که بهار به یادم میاره زندگی هست و جریان داره و باید زندگی کرد .
دیروز شمال بودم طبق روال . دو هفته ای بود که نرفته بودم . این چند وقت هوا به شدت بد بود یا سرد یا گرم و مدام باد و خاک . ولی با بارون این روزهای اخیر هوا و زمین دیدنی شده بود . اونقدر همه چیز زیبا و دلپذیر شده بود و رویایی که دلم نمیاد با توصیف عجولانه ام خرابش کنم . فقط بگم که زنده شدم !
بعد از اون همه خستگی ها و بیزاری هایی که این چند مدت کشیده بودم این تغییر روحیه بیشتر برام شبیه یه معجزه بود . فقط نمی دونم چرا زندگیم افتاده رو دور تند . تمام روزها و شبها با سرعت دارن سپری میشن و تو مدام باید بدوی و بدوی تا زندگی کنی و این برای من که حتی آدم چندان خونسردی هم نیستم یعنی فاجعه ! هیچی از زندگی نمی فهمم جز صدای نفس نفسها و خستگی هام و دیگه به تو فرصتی داده نمی شه تا به عمق لحظاتت فرو بری . بعد از سالها که تصمیم گرفتم همون رشته خودم رو ادامه بدم چشم باز کردم می بینم ترم سه ارشد هم داره تموم میشه نه لذتی ، نه بهره ای اونطور که دلم می خواست . اونم کجا ؟ شمال ! جایی که همیشه عاشقش بودم و حالا هم که توفیق اجباری نصیبم شده اصلا نمی فهمم با چه سرعتی هر یکی ، دو هفته یکبار برم و برگردم تا به بقیه کارام برسم . بدتر از همه اینکه همکلاسی های من هم همه اونقدر گرفتار کار و زندگی خودشون هستن که به قول بچه ها دیگه کسی پایه تفریح و لذت بردن از این همه طبیعت و زیبایی و اوقات خوب نیست ( هم نشینی و هم کلامی با نوجوونهای این دوره ادبیات ما رو هم دگرگون کرده دیگه حق بدید ! )

از برکات دیگر سفر این هفته ، همزمانی سفر من و هیات محترم دولت به استان گلستان بود یعنی دقیقا چند قدمی ما ! و این از الطاف الهیست که همیشه سفرهای استانی ایشان به خطه سرسبز شمال با حضور ما در اونجا توام میشه که ما هم از انفاس طیبه شون بهره ببریم . ایضا دیروز که موج مهرورزی دولت خدمتگزار تا سر کلاسهای ما هم رسید !
به چشم و به گوش دیدیم و شنیدیم از شخصیتهای استان فقط کسانی رو خواسته بودن که بیان مثبت حرف بزنن و در این راه از تطمیع هم فرو گذار نمی کردن . بالطبع این برای اشخاص علمی و دانشگاهی بسیار ناگوار بود و مضطرب و درمانده بودن که چه کنند ... من همون موقع سال تحویل هم گفتم اینا تو این سی سال غنچه بودن این بودن ، شکوفا بشن چی میشن ! حالا شکوفایی پشت شکوفایی . نمی دونم هیات محترم دولت ناهار آبگوشت قرار بود نوش جان کنند یا چلو کباب با برنج کیلو n تومان ؟!

 

دوباره بهار