X
تبلیغات
رایتل
شنبه 22 دی 1386
توسط: نوشا

کوروش آسوده بمیر مملکت تعطیل است

سلام

روزهای قشنگ زمستونیت بخیر روزای زمستونی من هم قشنگه مخصوصا با این تعطیلی مدارس آن هم در بحبوحه امتحانات و اینکه من هنوز ورقه برای صحیح کردن ندارم ولی مگه میذارن ! مگه میشه تو این مملکت گل و بلبل بذارن بدون اینکه عیشت منقّص بشه از زندگیت لذت ببری ! بله تا وقتی دانشگاه معظم پیام نور هست حتما یه بمب ضد حال تو جیب بغلت هست چون به قول استاد عزیزم که رییس دلبرک دانشگاهمون هم هست " سیستم پیام نور فرق می کنه " ( وقتی این جمله با تصویر گوینده اش و اون حرکات چندشش میاد جلوی چشمم حالم بد میشه جان شما !!! ) البته بنده خدا راست میگه اون دانشگاه آزاد ... بازم حسابش از اینا پاکتره . پیام نور جان تو این سرما و تعطیلی و وضع راهها ما رو می کشند اون جا که عرب نی انداخت ( چون سرد بود و گاز نداشت و نون نداشت و رییس جمهور دلبرک هم اومد نگاه کرد و برگشت . عجب که تو این مملکت همه دلبرکند !!! ) بعد هم با پررویی تمام بعد از این همه پیگیری و تماس و التماس که بابا تکلیف ما رو روشن کنید امتحان داریم یا نه ؟ یا تو رو خدا حالا که این همه راه گز کردیم اومدیم و اینجا داریم از سرما قبض روح میشیم امتحان رو بگیرید ، گذاشتن غروب جمعه تعطیل اعلام کردن حالا یه عده از ده روز اونجا علاف بودن ، مایی که از شب قبل بلیت داشتیم و مجبورمون کردن بریم ، یه عده که وسط راه بودن ، وضعیت مرخصی گرفتن و زن و بچه و شوهر و هزار تا بدبختی بالاتر از اینا ... آخه تو این مملکت بی سر و صاحب کسی نباید پاسخگو باشه ؟!!!

منم که طبق معمول سرم بوی قورمه سبزی میده این اس ام اس رو برای رئیس جان استاد جانم فرستادم :« واقعا لطف و حسن مدیریت سیستم پیام نور شایسته تقدیر و تحسینه ». احتمالا تا حالا مهدورالدم شدم یا شاید بازم منو ببینه این دیالوگ همیشگی بین من و عزیزکم رد و بدل میشه :

 

عزیزک من ( با نگاه و دهن کج و قیافه چپ و چول ):شما لیسانستو کجا خوندی ؟

من (با شرمندگی و سرافکندگی!!! ) : من شهید بهشتی بودم .

عزیزک من ( با نگاهی عاقل اندر سفیه ): همین ! خوب پیام نور نبودی دیگه ! پس این سوالتم از سر ناآگاهیته ! سیستم پیام نور فرق می کنه ! ... ( و ذکر مصیبت اینکه پیام نور چه هست و چه و چه )

من :

 

این مصیبت نامه را در اینجا به پایان می رسانم چون سردردم بدجوری داره عود می کنه ...