X
تبلیغات
رایتل
چهارشنبه 20 شهریور 1392
توسط: نوشا

دهم شهریور 1392

عزیز دلم پسرکم آمدن تو به زندگی من  تا ابد بزرگترین ، باشکوهترین و عزیزترین مناسبت زندگی ام شد . آنقدر که نمی دونم کی و کجا و چجوری شروع  کنم به نوشتن و گفتنش . این روزها بیشتر از هر چیز باید با تو باشم و برای تو .

شنبه 9 شهریور 1392
توسط: نوشا

پاره ای از دل

فردا می روم پاره ای از روح و جانم را از بدنم جدا کنند و در آغوشم بگذارند . نمی دانم دلم برای روزهای  قشنگ رفته تنگ شود یا دل به هیجان روزهای عزیز پر فراز و نشیب پیش رو ببندم . پر از حرف و احساس و دلواپسی ام  آنقدر که نمی شود نوشت .

دوشنبه 4 شهریور 1392
توسط: نوشا

بدون شرح

دیروز تو آتلیه وقتی خانوم عکاس می خواست بهمون بگه چه ژستایی بگیریم می گفت مامانی ، مامانش ، پدرش ، کوچولو و ...  تو یه لحظه چشمام  پر اشک شد . تو اونجا بودی به عنوان یه شخص و حضور ما در کنار تو و در تعریف با تو . قدم گذاشتن به واقعیت این ماجرا خیلی برای من بزرگه ، خیلی شگفت انگیزه ، انگار باورم نشده هنوز ...