X
تبلیغات
رایتل
پنج‌شنبه 17 اسفند 1391
توسط: نوشا

خداوندی که مهربان ترین است



از همون اولین روزهایی که قدم به زندگی ما گذاشتی و برای من پر بود از بیم و امید ، عشق و تردید ، غم و شادی

و از همون اولین شبهایی که درد ناگهانی و گزنده ، زهرشو به جانم می ریخت و منو با ترس و نگرانی برای تو بیدار می کرد

از همون آغاز و در تمام اون لحظات پر از اضطراب ، دست بر دلم گذاشتم و بی اختیار این آیه بر زبانم جاری  شد « فَاللّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِین » .

کلامی که آرام دلم بود و تسکین دردم .

ولی تا دیروز به این فکر نکرده بودم که برم جستجو کنم این آیه در کدام سوره و به چه مناسبتی آورده شده تا اینکه به اینجا رسیدم : 

سوره یوسف آیه 64 .آنجا که برادران یوسف از نزد وی برمیگردند تا بنیامین را با خودشون ببرند یعقوب که از بابت خاطره یوسف هنوز تردید داشت و نگران بود این جمله رو بر زبان جاری کرد .


و من نور چشم خودم را همواره به او سپرده ام به دستانی که مهربانترین مهربانان است .



جمعه 4 اسفند 1391
توسط: نوشا

ای با من و پنهان چو دل

دیدن جثه کوچیکت توی مانیتور 
تماشای بازیگوشی و ورجه وورجه ات 
انگشت مکیدن خنده دارت
قلب کوچولویی که طپشش اونقدر واضح و حیرت انگیزه
اندازه های بانمک و غیرقابل تصورت
لحظات لبریز شدن مامانت از عشق و احساس طوری که نمی دونه بخنده یا گریه کنه
از وجود این همه زندگی در درونت پر از زندگی میشی
امیدوارم خودتم یه روز تجربه اش کنی عزیزکم