X
تبلیغات
رایتل
چهارشنبه 20 خرداد 1388
توسط: نوشا

دوست


بعد یه صد و بیست سالیه دارم مطلب می نویسم البته اینجا و گرنه فرندفید که ریا نباشه دائم الفیدم. اما اگه فکر می کنی تو این گیر و دار انتخابات میخوام پست سیاسی بنویسم باید بگم سخت در اشتباهی نه اینکه دلم نخواد و حوصله نداشته باشم یا اینکه اهلش نیستم و این حرفا بلکه یه موضوع مهمتری هست که مدتهاست بهش فکر می کنم  و می دونم  بهترین وقت برای نوشتنش حالاست . گرچه با این اشتغالات ذهنی شاید نتونم اونطور که باید و شاید بنویسم و از الان می دونم آخرش شرمنده ام .
سال هاست که ساکن دنیای مجازی اینترنت شدم ولی یادم نیست  دقیقا کی و کجا و چجوری شد پس خیالت راحت باشه که تاریخچه نمی خوام بگم . فقط یادمه شاید دو سالی کمتر یا بیشتر طول کشید که یاهو مسنجر نصب کنم چون اونقدر از صحنه چتهای طولانی و بیحساب کتاب بیزار بودم که خودم حاضر نبودم تجربه اش کنم . در نتیجه وبگردی های من شروع شد و آشنایی با آدمها از طریق آثار و نوشته هاشون . دنیای عجیب و بی پایانی بود پر از تنوع و تجربه و دانستنیها و آدمهای جدید . حالا چون این دنیا مجازی بود آدمهاش هم مجازی بودن ؟ آره بودن .
خود من به دلایل شخصی ( که بدم نمیاد یه روزی در موردش بنویسم ) بدون هیچ نام و تصویر واقعی حضور داشتم و دارم پس می تونستم هر کس و هر چیزی باشم ولی جور دیگه ای خودمو ابراز کنم یا اینکه قوانین و شرایط زندگی در این دنیا متفاوته . این در مورد همه افراد دیگه هم می تونست صدق کنه . اما یه مساله هست که نمیذاره این قانون همیشه تعمیم داشته باشه و اون وبلاگنویسیه به خصوص شخصی نویسها . اینجاست که آدمها به مرور زمان خود واقعیشون رو ابراز می کنن هر چند به جای واقعیتشون از تصوراتشون بگن . برای من که خودمو اهل نوشتن می دونم شناخت آدمها از طریق نوشته هاشون نه تنها سخت نیست که خیلی هم  جذابه  . این خود واقعی می تونه حقیقت درونی اون فرد باشه که حتی خودش هم ازش بی خبره یا انکار ش می کنه . آدما تو نوشته هاشون خود خودشون هستن . ولی باز هم این دوستی ها و آشنایی ها متفاوت از روابط ما در دنیای واقعی بود اون چشم در چشم شدن ها ، اون حس نزدیک بودن ، دیدن و شنیدن همدیگه وجود نداره . تو هستی و روح اون شخص که درون نوشته ها و آثارش جاریه و این خیلی برام قشنگ بوده و هست . چیزی که برای من ایده آله همینه اینکه آدما صرفنظر از اینکه چه جنسیتی دارن ، چند سالشونه ، چه شکلی ان ، چی می پوشن ، بچه کی هستن ، خونه شون کجاست و ... برام مهم که چی فکر می کنن و تو این زندگی چه حرفی برای گفتن دارن .  

کم کم آشنایی ها ، همفکری ها و در نهایت دوستی ها شکل گرفت . شاید به دلیل موضع سخت خودم که سعی کردم دوستی هامو حتی الامکان در همون چارچوب مجازی نگهدارم خیلی به ندرت آشنایی های بیرون نت پیش اومد معمولا هم به تصادف یا ضرورت . اما ما تو این جامعه مجازی کاملا یه شهروند بودیم و زندگی ها و روابط یه جورایی مثل بیرون بود .  

دیگه حالا بعد این سالها وقتی نگاه می کنم می بینم دوستایی دارم که شاید به جرات بگم خیلی صادقانه تر ، بی آلایش تر و صمیمانه تر همدیگرو دوست داریم و در کنار هم زندگی می کنیم . این سالها با هم رشد کردیم ، موفقیت هامون و شکستهامون در کنار هم بود ، رفیق تلخ و شیرین هم بودیم ، پای بحثهایی نشستیم و دوستانه از هم یاد گرفتیم که شاید بیرون نت هیچ وقت موقعیتشو بهمون نمیداد یا نتیجه مثبتی نداشت. وقتی یکی نیاز به کمک داشت هر کسی به دنبال راه حلی بود ، از همفکری و نیک اندیشی دریغ نکردیم ، در رویدادهای خوش و ناخوش با هم بودیم ، درددل گفتیم ،  با هم خندیدیم ، با هم گریه کردیم ، برای هم دلتنگی کردیم ، غصه خوردیم ، نگران شدیم ، شادی کردیم . جشنهای تولد و عروسی و پیروزی هامون رو گرفتیم . برای هم خاطره ساختیم و خاطره شدیم . من به جرات میگم بهترین دوستای من امروز از میان همین دوستان مجازی ! هستن کسایی که حتی کوچکترین تصوری از چهره من ندارن و من هرگز از نزدیک ندیدمشون . این دوستان کم نیستن ولی اونقدر عزیزن که هر کدومشون بخش بزرگی از دنیای دوستی های منن شاید لازم نباشه اسماشونو بگم  اما یه نفرو باید نام ببرم که خیلی برام عزیز و محترمه ، مثل یه دوست واقعی همیشه دلسوز و راهنمای من بوده ، هر چند از خودمم کم سن تره ولی اونقدر ازش چیز یاد گرفتم که گاهی فراموش می کنم چقدر جوانه ، کسی که هیچ وقت ندیدمش ، تموم دوستی و همراهی ما در همین قاب بسته نت بوده اما هم خودش و هم همسرش از بهترین دوستانم هستن و اعضای دوست داشتنی خانواده بزرگم  .  

اکسیر عزیز و بزرگوار امروز تولدشه و چند روز پیش هم تولد وبلاگ خوبش اکسیر که از اولین وبلاگهای فارسیه و اولین وبلاگهایی که تو فیوریت من جا خوش کرد . کتابی که از وقتی به روی من باز شد هر صفحه اش برام پر از نکته های جالب و آموزنده بوده .

 

تولدت مبارک به همین سادگی با همین شرمندگی  

  

  

 

 

  آرزوی من برای تو تندرستی ، شادی و پویاییست و خوشبختی پایدار در کنار همسر مهربانت
                                                                                         

                                                                        همواره در پناه حق و  دوستی ها بر دوام