X
تبلیغات
رایتل
یکشنبه 18 آبان 1393
توسط: نوشا

از همین لوس بازیای همیشگی

یه عالمه حرف دارم ولی به نوشتن که می رسه می بینم هیچ حرفی برای گفتن ندارم . بعد اصلا خیلی دلم می خواد بنویسم ولی نمی دونم چی بگم و از کجا بگم . چی شد که من اینقدر تو نوشتن تنبل شدم ! در حالی که مهم ترین روزای زندگیمو دارم سپری می کنم . به هر حال که نمی تونم و نباید خودمو به نوشتن وادار کنم . پس بازم بی خیال تا ببینیم کی قراره این باران کلمات باریدن بگیره .

یکشنبه 14 اردیبهشت 1393
توسط: نوشا

معضلی به نام ورزش یا بمیر و بدو

من همیشه یه جورایی با مساله ورزش تو زندگیم درگیر بودم . حالا چه اصراریه ورزش کنم نمی دونم . خوب دوست دارم دیگه فکر می کنم ورزش یه کار عزیز و باشکوهی مثل صبحانه خوردنه . اما یه چیزایی هیچ وقت برام حل نشده:

- هوای تهران آلوده است و ورزش کردن و نفس نفس زدن تو این هوا چه لطفی داره !

- وقتی قرار باشه 125 تیکه لباس تنت کنی از خونه بری بیرون ، ورزش کردن و ورجه وورجه کردن میشه عذاب الیم اونم برای من عرق ریز !

- حالا اینکه همیشه فضای مناسب و پارک دلباز که مسیر پیاده روی و شلنگ تخته انداختن داشته باشه فراهم نیست بماند !

باز اینا که خوبه مشکل تازه از وقتی شروع میشه که بخوام برم باشگاه :

-دوست دارم باشگاه نزدیک باشه که بهانه ای برای وقت کم و تنبلی پیش نیاد و بتونم مرتب برم

- تو زیرزمین یا این آپارتمانای کوچیک و چ* خفه کن نباشه که بشه آزادانه حال کرد نه اینکه تا تکون بخوری دستت بخوره تو ممه این و پات بره تو حلق اون یکی

-همش از این دستگاهها نباشه دوست دارم آزادانه بدوم و جفتک بندازم

- تهویه مناسب داشته باشه نه مثل این باشگاه دیروزی که از بوی اسپری خوشبوکننده اش حالم بد شد و وسط کار بی خیال پولم شدم و زدم به چاک . انگار وسط دستشویی داشتی ورزش می کردی از بس اسپری زده بودن !

- نکته بسیاااار مهم اینکه مربیش واقعا ورزشکار باشه . از کجا می فهمی ؟ از هیکل خودش ، از لباس و آرایشش ( این نکته برای من خیلی مهمه کسی که برای ورزش کردن تو باشگاه زنونه اونقدر خودشو بزک دوزک کرده روحیه ورزشیش کجاست ؟ )، از خاله زنک بازیش و شرکت در بحثهای زنونه بازاری ، از نوع تمرین دادنش ، از جیم نشدنش وسط کار ( که بره گوشی بازی کنه و حرف بزنه و فیلان ) ، از وقت شناسی و انضباط کاریش و جدی گرفتنش ، از اهمیتی که به وجود تو و پیشرفتت میده و ...

-آدمایی هم که میان برای ورزش نه اینکه معیار انتخاب باشگاه باشن ولی وقتی می بینم 226 کیلو به خودشون مالیدن و معلوم نیست اومدن عروسی عمه من یا ورزش برام قابل احترام نیستن . اصلا این پوست کی هوا بخوره ؟ 

- تمیز بودن و امکانات باشگاهی

-مدیریت دقیق و منظمش 

- و خیلی چیزای دیگه

-در ضمن خودمم اونقدر زرنگ نیستم که تو خونه نرمش کنم . از استخر رفتن هم فراری ام نه اینکه از شنا بدم بیاد نه خیلی هم آب بازی و شنا رو دوست دارم ولی بددلم دیگه دست خودم نیست !


اینجوری میشه که من همیشه از بی باشگاهی مینالم  و ورزشم میشه همون پیاده روی و دویدن در هوای قشنگ تهران !


پس بمیر و بدو