X
تبلیغات
رایتل
چهارشنبه 1 اسفند 1386
توسط: نوشا

در دوستت دارم

در « دوستت دارم » همیشه صدا نیست
در خود گریستم :
« دوستت می دارم »
و سخن شاعرانه نبود
و سخن عاشقانه نبود
می خواستم آیه ای از حقیقت را
درون سینه بخوانم
تا قلب با حیای باکره ام
باور به آفتاب را بپذیرد
و در طریق پرستش
سجود و رکوع را بیاموزد
در « دوستت دارم » همیشه صدا نیست
من در سکوت شبانگاه
و بهت زدن بر ستونهای برفی مهتاب
شعری قوی تر از تغزل حافظ را
می خوانم
و در خلوص رکعت یک « آه »
گویی تمام راهبه ها به نماز ایستاده اند
و در خود گریستن
با شکوه تر از طنین اذان غروب است
ایستادن را
دیوارها به من آموختند
و هیچ زوزه ای
سکوت چوپانی مرا نشکست
و پای من بر علفهای خیس جاده نلغزید
در خود گریستم :
« دوستت می دارم »
                 

                                                « لیلا کسری »